فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
215
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
از شيران كينه گزار مصاف پهلوانانست در مقام مصابرت پاى ثبات فشرده و دست مردى در تركش جلادت برده ، نخست به زخم پيكان جانگداز سينهء دشمنانرا هدف تير بلا و ملامت كرد و در آن مصاف خونخوار كه شدّت وقوع آن حكايت از حالت « إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ » « 1 » ميكرد و نفس ارباب شجاعت در آن صف از عجز « لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ » « 2 » نشان ميداد طوفان امواج خون ، دم از مرتبهء جامعهء خافضهء رافعه ميزد . عبيد اللّه سلطان به زخم شمشير آبدار از دشمن غدّار خونخوار دمار برآورد و در اثناى داروگير و تضاعيف راندن خنجر و شمشير از غايت قوّت و مردانگى حملهاى مردانه كرد . فامّا چون سمند تقدير راهوار نبود ، چشم زخمى رسيده و از اسب معركه - نورد فتاده همچنان جنگ [ 94 ب ] و جدال و مدافعت و قتال را مهيّا و آماده بود . ابيات آنكه خونريز صف مردانست * شير ميدان عبيد سلطانست جان دشمن سپند آتش او * سهم اقبال تير تركش او چون بسوى عدوى دين تازد * از جهان بيخ او براندازد بانگ مردى كه در قزاق افكند * شهرت خويش در عراق افكند نه همين كاملست دانش را * مرديش بيخ كند جانش را باد دايم قزاق ازو ترسان * شاه ملك عراق ازو ترسان منبع علم و حلم و مكنت و جاه * شير صفدر لقب عبيد اللّه چون بواسطهء سكندر خوردن سمند سعادت و سقطهء فرس جهان نورد جلادت حضرت عبيد اللّه سلطان در غلواى جنگ جان سوز و شدّت حرب آتش افروز از اسب افتاده همچنان دست قتال جهة دفع دشمن نابكار گشاده بود . ذكر كرامت حضرت خان ناگاه از كرامات عالى مقامات حضرت خان عاليمكان كرامتى غريب در آن
--> ( 1 ) - سورة الواقعه آيات : 1 و 2 . ( 2 ) - سورة الواقعه آيات : 1 و 2 .